به پایت می نشنیم
من به پایت می نشینم
عاشق و دل خسته اینم
تا که عمر من سر اید
گر دوباره بار بینم
اختیار کردیم که باهم
عاشق و دل خسته باشیم
تا که عمری را بمانیم
تا باهم وابسته باشیم
زندگیمون را بسازیم
تا به عشقمون بنازیم
بخت من عاشق تو رفتی
زخم ماند و دردِ نیستی
عشق از عاشق جدا شد
صبر ماند و ذات هستی
بار الها یار من رفت
او سبک بال هست و مستی
عشق را بر من نکو داشت
گر سپردم به تو هستی
نجوای فلک....دلنوشته های علی حاجی....ما را در سایت نجوای فلک....دلنوشته های علی حاجی. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156